هستي در حرم احمد ابن اسحاق - هستي خانوم و بابايي

دوستي جاهلان، دگرگون شونده و زودْ گسلنده است . [امام علي عليه السلام]

نوشته شده توسط: هستي خانوم و بابايي

+ هستي در حرم احمد ابن اسحاق
عصر هم بردمش امامزاده احمد ابن اسحاق براي زيارت


چون ? شنبه بود و مزار هم شلوغ بود همه جمع شده بودن


هستي هم سر همه قبر ها نشست براي همه فاتحه خوند ( البته به سبک خودش ( پچ پچ پچ پچ ) از بس خجالتي کشيديم من و کامران دوستم که نگو همه داشتن ما رو نگاه ميکردن


دختر ها صداش ميزدن خانوم بيا اين قبر رو هم فاتحه بده


بعدش هم رفتيم تو حرم و زيارت کرديم که بزحمت تونستم چند تا عکس ازش بگيرم


از بس که تکون ميخوره و يه جا بند نميشه


تو اين عکس داره عروسکشو بوس ميکنه که زحمت نگهداشتن عروسکش گردن کامران افتاده بود  


هستي


 


 


اين


  هستي


هستي



   اين هم عکسي که ميگفتم  در حال فاتحه براي اموات            هستي


داره زيارت ميکنه


هستي


 


 


هستي


 


اينجا هم داره بين کساني که اومدن براي زيارت ضريح امامزاده رو بوس ميکنه


هستي


 


نظرات شما ()


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[28/12/1386- 12:5 ص]
[16/9/1386- 5:23 ص]
[19/8/1386- 5:40 ص]
[19/8/1386- 5:40 ص]
[19/8/1386- 5:40 ص]
[19/8/1386- 5:40 ص] خونه بابا بزرگ
[19/8/1386- 5:40 ص] خواب ديدن و اتفاق
[19/8/1386- 5:40 ص]
[19/8/1386- 5:40 ص] هستي در حرم احمد ابن اسحاق
[19/8/1386- 5:40 ص] بازم يادش کرديم
[19/8/1386- 5:40 ص] فقط همين
[19/8/1386- 5:40 ص] خبر خوش از هستي

پنجشنبه 31 مرداد 1387

امروز: 2 بازديد

ديروز: <**> بازديد

فهرست

[خـانه]

[ RSS ]

[شناسنامه]

[پست الکترونيــک]

[ورود به بخش مديريت]

آشنايي با من

هستي در حرم احمد ابن اسحاق - هستي خانوم و بابايي
هستي خانوم و بابايي[11]
يه دختر 19 ماهه هستم که مادرم فوت کرده و الان با بابا زندگي ميکنم و چون خيلي کوچيکم و دستم به صفحه کليد نميرسه موقتا به پدرم وکالت دادم تا برام بنويسه

اوقات شرعي

لوگوي دوستان





لينک دوستان


آواي آشنا

جستجوي وبلاگ من

:جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

اشتراک

نام:

ايميل:

 

ضرب المثل

شعر حافظ

طراح قالب

www.parsiblog.com

تعداد 930 بازديد